شماره سامانه پیام کوتاه و اطلاع‌رسانی سایت «من و عکس» : ۳۰۰۰۱۳۴۱۰۰۰۲۱۸ / دو طرفه

30/07/1394

انتشار فایل صوتی و پاورپوینت:

مسترکلاس «اهمیت گزاره و کپشن در عکاسی»




عصر جمعه 24 مهر 94 ، مسترکلاس استاد کیارنگ علایی با عنوان «اهمیت گزاره و کپشن در عکاسی» در شهر رشت برگزار شد.
در آن کارگاه ، به‌تفکیک ، پیرامون معرفی انواع کپشن ، کات‌لاین ، بیانیه ، اینترودیوس ؛ عنوان عکس در عکس‌های مستند ، فاین‌آرت ، خبری و گزارش تصویری ، مباحثی مطرح گردیده است.
همچنین آثاری از: تالبوت تا دیزدری ، آقا رضا عکاس‌باشی و آنتوان سوریوگین ، مجموعه‌هایی از پیتر فانچال ، آن گدس ، گری کوردنادو ، بهنام صدیقی ، محبوبه کرملی ، محبوبه کاظمی ، محمد ادیبی ، مهدی منعم ، مهناز ناظری ، میثم دادخواه ، احسان قنبری‌فرد ، سارا منجیلی و ... و تک‌عکس‌هایی از عکاسان ایران و جهان ، در قالب پاورپوینت به‌نمایش درآمده است.
یقیناً علاقه‌مندان زیادی مایل‌اند تا از مباحث آن کارگاه بهره‌مند شوند ، لذا از استاد علایی خواهش کردم تا فایل‌های مربوطه را جهت انتشار عمومی در اختیارم بگذارند ؛ ایشان نیز با بزرگواری و سخاوت ، فایل صوتی و پاورپوینت آن کارگاه را جهت استفاده‌ی مخاطبان عزیز "کانال سیدمجتبی خاتمی" در تلگرام در اختیارم گذاردند که اینک در اختیار مخاطبان قرار می گیرد.
سپاس‌گزار خواهم بود با اشتراک‌گذاری این آگهی و ارایه‌ی لینک این کانال در شبکه‌های مختلفی همچون فیس بوک و ... ، دیگران را از انتشار این فایل‌ها مطلع نمایید:

telegram.me/smkhatami


گفتوگو [0]
 

 

23/07/1394

توسط دبیرخانه اعلام شد:

عکاسان مدعو به اردوی سومین جشنواره سراسری عکس خانه دوست




دبیرخانه سومین جشنواره سراسری عکس خانه دوست ضمن قدردانی از استقبال گسترده عکاسان سراسر ایران از اردوی تخصصی عکاسی این جشنواره که در تاریخ ۱۶ لغایت ۲۰ آبان ۹۴ در مشهد مقدس برگزار می‌شود، پس از بررسی دقیق رزومه‌های ارسالی توسط هیأتی پنج نفره، اسامی ۹۰ عکاس غیربومی مدعو را به‌شرح ذیل اعلام می‌دارد. این عکاسان لازم است صبح شنبه ۱۶ آبان ۹۴ با در دست داشتن کارت ملی در هتل میلاد نور مشهد به آدرس: خیابان چمران، ابتدای جنت غربی حضور به‌هم رسانند.
غدیر آب‌شناس (بیرجند) ، محمدرضا آخوندی خرانق (یزد) ، مریم آل مؤمن دهکردی (شهر کرد) ، سمیرا ابراهیمی (زنجان) ، ترانه اردلان (رشت) ، زهرا استادزاده (قم) ، مجتبی اسماعیل‌زاده (ارومیه) ، حسین اسماعیلی (تهران) ، صونا افکاری (تبریز) ، داوود ایزدپناه (یاسوج) ، شیدا باباگلی (تهران) ، محمدحسن باقری (قوچان) ، عبدالحسین بدرلو (قم) ، افسانه برغمدی (سبزوار) ، محمد بقال اصغری (تبریز) ، عبدالمهدی بهزادی (داراب) ، بهزاد بهروزنیا (اهواز) ، میلاد بهشتی (تهران) ، امین بیانی (تبریز) ، خلیل پورخاتمی (میبد) ، فیروزه جمعه‌پور (لاهیجان) ، ساسان جوادنیا (تالش) ، سروش جوادیان (تهران) ، شایان جوان خوشدل (تهران) ، عبدالله حاجی‌پور (کازرون) ، علی حامدحق‌دوست (تبریز) ، مجید حامدحق‌دوست (تهران) ، سیدحسین حدائقی (رشت) ، سیدمحمدصادق حسینی (شیراز) ، پیمان حمیدی‌پور (بجنورد) ، رضا خالدی (بیرجند) ، عبدالرضا درویش (شیراز) ، فرناز دمنابی (آسارا) ، محمدرضا دهداری (شیراز) ، حسن دهقان‌دوست (ارومیه) ، عبدالرحمان رأفتی (همدان) ، مهرداد ربیع‌لاله (تبریز) ، امین رحمانی (تاکستان) ، علی زمانی (شیراز) ، سهیل زندآذر (رشت) ، حمید سالاری (نیشابور) ، عالیه سعادت‌پور (اصفهان) ، حمیده سلیم‌نژاد (کرج) ، صادق سوری (زاهدان) ، خشایار شریفایی (ساری) ، محمدصالح شریفی (سنقر) ، علی شمس (قزوین) ، ماه‌نو شیرزاد (نوشهر) ، آرزو صادقی نجف‌آبادی (نجف‌آباد) ، محمد صفرپور (شیروان) ، لیلا طاهری راد (تهران) ، مهدی عباسی (قدس) ، منا عبدالله‌پور عراقی (تهران) ، عادل عزیزی (اراک) ، حمید عزیزی خانقاهی (سنقر) ، امیر عنایتی (تربت حیدریه) ، پیمان غزنینی (قدس) ، سیدخشایار فاضل کاشانی (قزوین) ، علی فتحی زهرایی (تهران) ، سعید فداییان (تهران) ، معصومه فریبرزی (اهر) ، روزبه فولادی (تهران) ، ساسان فهیمی (لاهیجان) ، امیر قادری (اراک) ، ئاریز قادری (سنندج) ، صابر قاضی (تبریز) ، پگاه قدیری (تهران) ، سولماز قدیملو دریانی (تبریز) ، الناز قندفروش (تهران) ، پوریا کاظم‌زاده هریس (رشت) ، احسان کمالی (بجنورد) ، داوود کهن‌ترابی (آسارا و شهرستانک) ، ناصر گل‌نظری (ایلام) ، حمیدرضا ماستری فراهانی (تهران) ، امیر مافی‌بردبار (قزوین) ، بهاره محمدیان (کرج) ، سیده نیلوفر محمودیان (زنجان) ، مهدی مرادپور (قزوین) ، مهدی معتمد (قزوین) ، محسن مقداری (بشرویه) ، میثم ملکی قزوینی (قزوین) ، آرش موسوی خسروشاهی (تبریز) ، محمد میبدی (میبد) ، سیدعلی میراسماعیلی (تهران) ، صادق میرزانژاد (رشت) ، سیدحسین میرکمالی (قزوین) ، مجتبی ناطقی (کرج) ، حامد نظری (تبریز) ، مینا نوعی نوشهر (تبریز) ، سجاد وثاق (همدان).

گفتوگو [0]
 

 

16/07/1394

انتشار فایل صوتی:

کارگاه پورتفولیوی عکاسی




احتمالاً به‌خاطر دارید که در 29 اسفندماه سال پیش کارگاه آموزشی «پورتفولیوی عکاسی» توسط دکتر نعما محمدیان روشن ، در مشهد برگزار شد.
در آن کارگاه ، در مورد اهمیت تهیه Portfolio در عکاسی و نکات مهم برای تهیه‌ی یک پورتفولیوی خوب جهت ارایه به گالری‌ها، کیوریتور‌ها، جشن‌واره‌های عکاسی و جهت دریافت گرنت‌های عکاسی بحث شد.
بسیاری از علاقه‌مندان که توفیق حضور در این کارگاه را نداشتند، مایل بودند به‌نحوی از مباحث آن کارگاه بهره‌مند شوند، لذا اکنون با کسب اجازه از استاد روشن، فایل صوتی آن کارگاه را جهت استفاده‌ی مخاطبان عزیز ِ "کانال سیدمجتبی خاتمی" در تلگرام ، قرار می‌دهم.
سپاس‌گزار خواهم بود با اشتراک‌گذاری این آگهی و ارایه‌ی لینک این کانال در شبکه‌های مختلفی هم‌چون فیس‌بوک و ... ، دیگران را از انتشار این فایل صوتی مطلع نمایید:

telegram.me/smkhatami

گفتوگو [0]
 

 

14/07/1394
حضوری متفاوت در تلگرام


امروز "کانال سیدمجتبی خاتمی" را در شبکه‌ی اجتماعی تلگرام فعال کردم.

در نخستین پست آن اینگونه نوشته‌ام:
آنان‌که سابقه آشنایی‌شان با من به بیش از یک دهه می‌رسد ، می‌دانند که پیش از فعال شدن‌ام در عرصه عکاسی (سال 1383) و قبل از راه‌اندازی سایت "من و عکس" (سال 1384) و سپس وبلاگ آن (سال 1388) ، چندین سال با داشتن وبلاگی به‌نام «کمی سیاسی» در کار نوشتن در حوزه مسایل سیاسی بودم.
از آنجا که در manoaks.com فقط به عکس و عکاسی می‌پرداختم ، طی این سال‌ها همیشه به داشتن فضایی که بتوان‌ام در آن به دیگر علاقه‌مندی‌هایم نیز بپردازم احساس نیاز می‌کردم. فیس‌بوک به‌مقدار زیادی آن‌را پوشش می‌داد که البته فیلتر بودن‌اش از شمولیت آن می‌کاست. و صدحیف که توییتر نیز در ایران با اقبال مواجه نشده بود.
اکنون با دایر شدن "کانال"ها در تلگرام ، احتمال می‌دهم این فضا مناسب آنچه که در ذهن دارم باشد ؛ پس با استعانت از درگاه حق ، شروع می‌کنم.
- در اینجا خود را محدود به یک حوزه نخواهم کرد و شاید این کانال به چیزی شبیه "کشکول" تبدیل شود: یعنی هر آنچه که فکرم را به خودش مشغول کند.
- نیک می‌دانم مردم حوصله مزاحمت‌های مکرر پیام‌های شبکه‌های اجتماعی و دیلینگ دیلینگ موبایل‌های‌شان را ندارند ، پس می‌کوشم حداقلی حضور یابم.
- از سوی دیگر ، سال‌هاست که حوصله مطول خوانی نداریم ، لاجرم تلاش می‌کنم گزیده و کوتاه بنویسم.
- شاید چیزی که به ذهن من رسیده برای دیگران جذاب نباشد ، پس در هر پست جدید و در سرتیتر مطلب ، نوع و حوزه آن را تصریح می‌کنم تا مخاطبان تشخیص دهند که مایل به ادامه مطالعه هستند یا نه.
- سه دهه فعالیت فرهنگی‌ام مرا به این تجربه رسانده که بهترین شیوه ایفای نقش در مسیر «اصلاح‌گری» همانا «پرسش‌گری» است! پس در اینجا بیش از همه چنین چیزی خواهید دید.
ممنون که تحمل‌ام می کنید.

به‌هر روی خوش‌حال می‌شوم آن‌جا دنبال‌ام کنید.

در این آدرس:

telegram.me/smkhatami

گفتوگو [0]
 

 

10/07/1394
اگر سواد ندارید ، حرف نزنید ؛ نمی‌گویند لال‌اید !


پیش درآمد:
این متن را نوشته‌ام برای ثبت در تاریخ و عمل به تکلیف. از مخاطبان عزیز و خوانندگان این یادداشت عاجزانه تقاضا می‌کنم یا از خیر مطالعه ( به‌شکل مرور ) این متن بگذرند و یا حوصله به‌خرج داده و تمام آن‌را با دقت و با مراجعه به تمام "لینک‌ها"ی ارایه شده و توجه به عبارات به‌استخدام درآمده ، مورد مداقّه قرار دهند ؛ سپاس‌گزارم.


از روزی که عکسی با عنوان عصر انتظار ( توصیه می‌کنم این عکس را روی کامپیوترتان ذخیره کنید ، شاید بعداً به‌کار آید!؟ ) به‌وسیله‌ی آقای سید احسان باقری مدیر جدید خانه عکاسان ایران تولید و طی مراسمی از آن رونمایی شد ، بنا نداشتم پیرامون آن ، موضع آشکاری بگیرم ؛ به چند دلیل:
- پس از آن افتضاح تاریخی که خانه عکاسان ایران در هفته‌ی دفاع مقدس سال 1389 به‌بار آورد ، تصمیم داشتم بی‌خیال آن "دخمه" باشم.
- گرچه به موضوع ِ "فرهنگ دفاع مقدس" حساس هستم و علی‌رغم این‌که پیرامون این «یک قاب» تبلیغات زیادی صورت گرفته ( این‌جا ، این‌جا ، این‌جا و ... که با یک سرچ ساده در اینترنت می‌توانید موارد متعدد آن‌را ببینید ) اما به‌نظرم این «یک فِرِیم» آن‌چنان "وزنی" ندارد که در میان این همه نابه‌سامانی ِ بزرگ‌تر ، جایی برای پرداختن‌ام به‌آن باشد.
- این عکس در تهران تولید شده ، لذا انتظار این بود که اساتید و بزرگانی در پای‌تخت آن‌را نقد کنند و پیرامون آن موضع بگیرند لذا جای‌گاهی برای موضع‌گیری‌ام نمی‌دیدم.
- گرچه بنابه‌دلیلی که فعلاً نیازی به بیان آن نمی‌بینم ، نظر چندان مثبتی نسبت به شخصیت آقای باقری ندارم اما برای موقعیت حرفه‌ای ایشان احترام قایل‌ام و نمی‌خواستم این حرمت بشکند.

اما با انتشار گزارشی در روزنامه‌ی محلی «شهرآرا» پیرامون این عکس ، دیگر سکوت را جایز نمی‌دانم. البته هم‌اینک نیز یادداشت شهرآرا کانون توجه من است اما لاجرم می‌بایست هرچند مختصر ، به این اثر آقای باقری و اظهارات مطروحه نیز بپردازم.
شهرآرا در صفحه‌ی 10 روزنامه‌ی شنبه مورخ 4 مهر 1394 یادداشتی را به‌قلم آقای قاسم فتحی به‌چاپ رسانده با این سرتیتر: گلایه‌های عکاس «عصر انتظار» که با الهام از تابلوی عصر عاشورا به‌تصویر کشیده شده است ؛ و تیتر: فقط «رونمایی» می‌گیرند! ؛ و به‌همین خاطر نه‌تنها در آن صفحه که در صفحه‌ی 9 هم‌آن شماره اقدام به چاپ بزرگ عکسی کرده که من حتی از بازنشر سایز کوچک آن در قالب صفحه‌ی وبلاگ‌ام ، شرم‌ام می‌آید ( در پایان این یادداشت خواهید فهمید چرا ).
علی‌ای‌حال به بازخوانی بخش‌هایی از گزارش مزبور و ذکر نکاتی پیرامون آن می‌پردازم:

نویسنده در دو پاراگراف ابتدایی آورده است:
[ «عصر عاشورا» یکی از ماندگارترین آثار محمود فرشچیان، نقاش و نگارگر ایرانی است. این تابلو معروف‌ترین تابلویی است که در رابطه با واقعه عاشورا به تصویر کشیده شده است. موضوع این تابلو بازگشت اسب بی‌سوار امام حسین(ع) به‌سوی خیمه‌گاه در عصر عاشوراست.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان هنری، عناصر این تابلو به‌حدی ماهرانه و در ارتباط نزدیک با یکدیگر قرار گرفته‌اند که از آن اثری زیبا و تاثیرگذار ساخته‌اند. استفاده از رنگ‌های تیره در کنار حالت زنان و دخترکان عزادار و اسب امام‌حسین(ع) تصویری را ساخته که حزن و اندوه واقعه را به‌خوبی به مخاطب القا می‌کند. استاد فرشچیان در عصر عاشورا حکایت ذوالجناح را که پیک شهادت سوارش شده، تصویر کرده و امروز «سیداحسان باقری» حکایت شهیدان کربلای ایران را به نمایش گذاشته‌است. ]
- به آن‌چه در این دو پاراگراف در خصوص تابلوی «عصر عاشورا» اثر نقاشی استاد فرشچیان آمده نمی‌پردازم ، چون در این زمینه بی‌سوادم و هر سخنی بگویم گزاف است. اما از پاراگراف نخست که سرآغاز ورود به بحث است بگذریم ، من دلیل توصیفات پاراگراف دوم را نمی‌فهمم! آیا برای این است که سایه‌ی سنگین ِ تعریف از اثر استاد فرشچیان ، بر روی ادامه‌ی گزارش بیافتد و بر اقبال و پذیرش خواننده نسبت به‌آن تأثیر مضاعف بگذارد؟

در بخش‌هایی از این گزارش و به نقل از آقای باقری آمده است:
[ ... این اثر اقتباسی، حاصل ماه‌ها تحقیق و بررسی و جمع‌آوری گروهی متخصص سینمایی است ...
... ایده این‌کار را یکی دوسالی بود که در ذهن داشتم و بعدش هم که به‌طور جدی وارد فاز اجرایی کار شدیم، حدود پنج شش ماهی درگیر پیش‌تولید شدیم. از طرف دیگر یک ماه هم به‌طور مدام در شهرک دفاع مقدس سرگرم کار بودیم. چرا‌که ما با یک تیم حرفه‌ای از نورپرداز و طرح صحنه و لباس آنجا حضور می‌یافتیم. در واقع می‌خواهم بگویم همانند یک کار سینمایی برای گرفتن«یک فرم» عکس، وقت صرف کردیم ... ]
- آن‌چه ایشان برای تولید اثرش به آن تمسک جسته «استیج فوتوگرافی» ( عکاسی صحنه‌پردازی ) است. نه ایشان نخستین فردی است در ایران که از این گرایش برای انتقال مفهوم بهره برده و نه مخاطبان ِ عکس‌آشنا برای نخستین‌بار با چنین اجرایی مواجه می‌شوند ( یک سرچ ساده در اینترنت همه چیز را هویدا خواهد ساخت ).
هنرمندان عکاسی هم‌چون میترا تبریزیان ، سید کیارنگ علایی حسینی ، گوهر دشتی ، آزاده اخلاقی و ... خالقان «مجموعه عکس»های متعدد با این شیوه‌ی دشوار عکاسی‌اند ، اما من هیچ‌کجا به‌قلم یا به‌نقل از آن‌ها ندیده‌ام که پیرامون مجموعه‌های بعضاً عظیم‌شان این‌چنین غلو کنند که آقای باقری برای «یک فریم» !

آقای فتحی در بخش‌هایی از گزارش‌اش نوشته:
[ از آنجایی که پرداختن به آثار اقتباسی در ایران کم اتفاق می‌افتد؛ یکی از ویژگی‌های باارزش این اثر به شمار می‌رود. عکس چیدمان‌شده احسان باقری می‌تواند نگاه دوباره‌ای به عکاسی اقتباسی بین هنرمندان ایرانی باشد ...
این‌کار برای اولین‌بار توی ایران انجام شده است ]
- کدام کار برای اولین‌بار در ایران انجام شده؟ اگر منظور «استیج فوتوگرافی» است که در بالا تکلیف آن‌را روشن کردم! اما اگر منظور «اثر اقتباسی» است که خودش جای تأمل و بحث‌های فراوان و طولانی دارد و چنان‌چه این بحث‌ها صورت پذیرد ، خیلی امیدی نیست که شرایط وفق نظر آقای باقری پیش رود و این‌گونه اقتباس‌ها "ارزش" تلقی شود! شاید یکی از دلایلی که این همه عکاس کاربلد تا کنون روی خوشی به آن نشان نداده‌اند ، هم‌این امر باشد.
از سوی دیگر اگر اندک توجهی به «قانون کپی‌رایت» ( که اگر انشاءالله روند به هم‌این‌گونه که برنامه‌ریزی شده - ورود ایران به سازمان تجارت جهانی - پیش رود مجبور به اجرای دقیق آن هستیم ) داشته باشیم اساس این اتفاق با اما و اگرهای فراوانی روبه‌رو است و ممکن است پایه‌ی اقتباس ِ آقای باقری مجرمانه تلقی شود.
و نیز ادعا شده:
[ وی در زمینه «عکاسی صحنه‌پردازی شده» پروژه‌های متعددی را در سطح ملی اجرا کرده است. ]
- این پروژه‌های متعدد! کدام‌اند؟ کجا می‌توان دیدشان؟ و کدام نقد و نظر کارشناسانه را به‌همراه دارند تا بتوان به قضاوت رسید؟
آیا یک روزنامه‌نگار! نباید در گزارش‌اش برای "ادعاهای دهان‌پرکن" دلیل و رفرنس ارایه دهد؟ و یا حتی احتمال نمی‌دهد خواننده‌گان مطلب‌اش متخصصانی در آن حوزه باشند که به نوشته‌ها و ادعاهای مطروحه در آن بخندند؟!!!

در قسمت‌هایی از این گزارش به‌قلم آقای فتحی و یا به‌نقل از آقای باقری آمده است:
[ ... باقری که حدود ١١سال به‌طور حرفه‌ای عکاسی می‌کند، رئیس خانه عکاسان حوزه هنری است.
... وی در ادامه گفت: ما برای این‌کار ١٨میلیون تومان هزینه کردیم و توقع داشتیم که این اثر فروخته شود. اما علاوه‌بر اینکه فروخته نشد، هیچ حمایتی هم قبل و بعد از رونمایی انجام نگرفت و الان هم حدود یک‌سالی می‌شود که عکس روی دستمان مانده است!
... هیچ‌جا از ما حمایت نکردند.
... هیچ ارگانی حاضر به خرید آن نیست.
... وی در ادامه گفت: ما حتی با بنیاد حفظ و ارزش‌ها دفاع مقدس و موزه دفاع مقدس رفتیم ولی هیچ‌کدامشان از ما حمایت نکردند و گفتند پول نداریم.
... این زحمات و هزینه‌هایی که در سطح یک فیلم مستند برای عکس انجام گرفته بعد از یک سال همچنان نادیده گرفته شده است.
... تنها حمایت از این کار، این بود که حوزه هنری برای ما مراسم رونمایی گرفت.
... ما این کار را با نیت امام حسین(ع) و شهدا انجام دادیم و دوست داریم که حمایت شویم ... ]
- دیگر چه حمایتی می‌بایست صورت می‌گرفته؟
اختصاص زمان ویژه و رونمایی از این "تک‌عکس" در مراسمی به‌آن مهمی! اگر نام‌اش "حمایت" ، آن‌هم "ویژه‌خوارانه" نیست پس چیست؟ ( که به‌اعتقاد من آن‌هم زیادی و خطایی نابخشودنی بوده است. ) کدام یک‌نفر از خیل عظیم عکاسان کشور ، پس از خلق آثار خلاقانه و هنرمندانه‌شان از چنین شانسی بهره‌مند بوده‌اند؟
آیا آن حجم وسیع خبررسانی ( بعضاً در سایت‌هایی که به‌سادگی خبری به آن‌ها راه پیدا نمی‌کند ) و هم‌این گزارش ، حمایت نیست؟
آیا یک اثر هنری باید به‌زور رانت و توصیه به‌فروش برسد یا خودش جای‌گاه شایسته‌اش را پیدا کند؟
این‌که یک اثر ( آن‌هم مردود ) خارج از روال حرفه‌ای و صِرف ِ داشتن رابطه ، به‌فروش برسد نام‌اش "حمایت" است یا "خیانت"؟
به‌هیچ‌وجه قصد نیت‌خوانی ندارم اما اگر نیت امام حسین (ع) و شهدا بوده‌اند ، این زیاده‌خواهی‌ها شائبه ریاسالاری و منفعت‌جویی ایجاد نمی‌کند؟
سؤال‌ام از مدیران تحریریه‌ی شهرآرا این است که آیا ردیف کردن این جملات و توقعات ، در یک به‌اصطلاح گزارش مطبوعاتی ، سطح آن‌را تا حد یک "رپورتاژ آگهی" و "ویزیتوری" تنزل نداده است؟

[ باقری در ادامه از پروژه‌های عکاسی جدیدش که درظاهر همگی با این حجم و اقتباسی درحال انجام است، گفت: دو مجموعه در حال آماده دارم. اولین مجموعه«مرگ داعش» است که شامل سه عکس می‌شود که ان‌شاءا... سعی داریم در روز اربعین از آن رونمایی کنیم و دیگری هم یک عکس«تَک فرم» اقتباسی از یکی از عکس‌های معروف جهان است با نام«جنایت آمریکایی» که در حال
انجامش هستم. ]
- از فرصت استفاده می‌کنم و در این‌جا به حرمت سلام و علیک‌مان با آسداحسان ، خاضعانه از ایشان تقاضا می‌کنم اگر قرار است آن دو مجموعه نیز به‌هم‌این منوال ، "ناشیانه و نابخردانه" ، به وهن ارزش‌ها بیانجامد ، از خیر اجرای آن‌ها بگذرد و بیش از این موجبات تألم و تأسف دل‌سوزان را فراهم نسازد!
*
احتمالاً می‌پرسید چرا پیرامون عکس "عصر انتظار" اثر "سید احسان باقری" این‌چنین ارزیابی‌ای دارم!؟
پاسخ ، آن‌چنان پیچیده نیست که کسی متوجه نشود:
هم‌آن‌گونه که مشخص است ، آقای باقری با اقتباس ِ "دقیق" و "متعهدانه" نسبت به اصل ِ اثر ِ استاد فرشچیان ، با جابه‌جایی پاره‌ای از عناصر آن "تابلو" در این "چیدمان" ، عکس خود را تولید کرده است ؛ و در این جابه‌جایی ، مهم‌ترین عنصر تغییر یافته «اسب» است که معاذالله جای‌اش را به «شهدا»ی گران‌قدرمان داده!؟!؟!؟
کدام منطق شرعی و اخلاقی ، اجازه‌ی چنین جسارت و مقایسه‌ای را داده است؟
زبان‌ام لال ، تشبیه شهدا با ...
من در سلامت عقیدتی آقای باقری تردید ندارم و تقریباً یقین دارم اصلاً ایشان نفهمیده در حال انجام چه خبط غیرقابل بخششی است! اما آیا این موضوع چیزی از شدت خطا می‌کاهد؟
به‌واقع آن چه‌جور "ماه‌ها تحقیق و بررسی بوده" که چنین بنیان خراب و اسف‌باری را شناسایی نکرده است؟
بگذریم که هم‌آن حرفه‌ای بودن و کاربلد بودن آقای باقری را اگر کسی بخواهد ارزیابی کند ، کافی است به پروپرتیس هم‌آن عکسی که در بالا گفتم ذخیره کنید مراجعه کند و اطلاعات اگزیف عکس را ملاحظه نماید.
*

حال روی سخن‌ام با دبیران و تحریریه شهرآرا است:
چه کسی مجبورتان کرده پیرامون چیزی که کم‌سوادید ، مطلب بنویسید و نشر دهید؟
آقای فتحی ، روزنامه‌نگار جوان و احتمالاً آینده‌داری است که گویا تخصص‌اش در حوزه‌ی محیط زیست و ادبیات و سینما است و احتمالاً چون گل‌زن خوبی هم هست راجع به ورزش هم بتواند خوب بنویسد! اما اطلاعات ایشان پیرامون «عکس» و «عکاسی» چیست؟ و چه‌قدر پیرامون «نشانه‌شناسی» ، «نقد» ، «اصول فنی» ، «سبک‌شناسی» و ... عکس مطالعه و اطلاعات دارد که این‌گونه بی‌محابا در این حوزه هم قلم می‌زند؟
عزیز برادران! اگر در تحریریه‌تان نیروی متخصص در یک حوزه ندارید ، چه می‌شود بی‌خیال آن حوزه شوید؟
درست است که «کار مطبوعاتی بدون گاف نمی‌شود»!!! اما گاف داریم تا گاف. گافی که نتوان تبعات‌اش را جمع کرد هم قابل پذیرش است؟

گفتوگو [20]
 

 


نوشتههای پیشین  
عذرخواهی رسمی‌ام از جامعه‌ی عکاسی
فراخوان سومین جشنواره سراسری عکس «خانه دوست»
نمایشگاه دومین جشنواره عکس خانه دوست
تازه‌های «کتاب پرگار»
برگزیدگان دومین جشنواره سراسری عکس خانه دوست
۹۱۰۰ اثر در دومین جشنواره عکس خانه دوست
نمایش‌گاه انفرادی عکس علی‌رضا کرم‌زاده در گالری آرتین مشهد
نمایشگاه انفرادی « کیارنگ علایی » در گالری شماره شش تهران
عکاسان راه‌یافته به اردوی کشوری و گرنت آموزشی دومین جشنواره خانه دوست
نمایش عکس‌های جنگ سوریه به همراه سخن‌رانی عکاس
فراخوان دومین جشنواره سراسری عکس «خانه دوست»
گپ و گفتی پیرامون عکاسی عاشورایی
فراخوان سومین سوگواره‌ی ملی عکس «قاب خالی خورشید» ، حماسه‌ی عاشورا
نمایش‌گاه گروهی 257 عکاس در مشهد
موریانه‌ها به مشهد رسیده‌اند
فراخوان مسابقه خصوصی عکس دست دوم
« دست دوم » رو می‌شود
فراخوان «پنجمین جشنواره‌ی ملی عكس فیروزه» تبریز
رونمایی از ترجمه جدید «کیارنگ علایی» در مشهد
بهانه‌ای دردناک برای انتشار یک خاطره‌ی مصور
مقدمه‌ی نمایش‌گاه آثار برگزیده‌ی جشن‌واره‌ی عکس «خانه دوست»
نمایشگاه آثار برگزیده جشنواره عکس خانه دوست در مشهد
برپایی نمایش‌گاه عکس «معماری اسلامی ایرانی» در مشهد
دوره‌های ویژه آموزشگاه سیما
پیرامون عکاسی موبایلی و اینستاگرام


 
سایت من و عکس
سایت من و عکس
معرفی
صفحهی اول وبلاگ
جستوجو

توجه: چنانچه بهتازگی خوانندهی این وبلاگ شدهاید، مرور این نکات را به شما توصیه میکنم.

همراهی با عکسهایی که «رفیق نیمه راه بودند!»

اگر سواد ندارید ، حرف نزنید ؛ نمی‌گویند لال‌اید !

آرشیو
آرشیو

ماه  سال

 RSS

هرگونه استفاده از عکس‎های این سایت بدون کسب اجازه ممنوع می‎باشد.
Do not use any of the photos of this website without permission. E-mail: khatami_seyed[at]yahoo.com