... یادمان باشد! در جهان صفر و یک‌ها، همه‌چیز را سیاه یا سفید نبینیم؛ خاکستری‌ها هم هستند

19/10/1388

1200 قاب ؛

وقف شهرمان شد .

ساعاتی پیش، بالاخره نمایشگاه عکس "وقف شهرمان ..." افتتاح شد!
بهاین علت میگم بالاخره، که ماهها بود منتظر چنین لحظاتی بودیم.
"پروژهی بزرگ عکاسی از شهر مشهد" خیلی وقت پیشازاینها بهاتمام رسیده بود اما برگزاری نمایشگاه موکول بود به چاپ کتاب، و کتاب هم همآنگونه که پیشتر گفتم گره خورده بود به کتاب "جشنوارهی ملی عکس مشهد" و هر دوی اینها هم متوقف بودند به نبود بودجه و اعتبارات!
توی این مدت، علاوه بر ما دستاندرکاران پروژه که روزشماری میکردیم برای در آمدن کتاب و بالتبع آن برپایی نمایشگاه، آسدکیارنگ هم خیلی دلاش جوش کتاب را داشت، چون بنده خدا بدقول شده بود پیش چند صد تا عکاس که منتظر کتاب بودند و البته از حق نگذریم، آقای مظفری هم خیلی پیگیر بود اما تقریباً از دست او هم کار ویژهای بر نمیآمد! چون کار جای دیگری گیر داشت (که الان اصلاً نه حوصلهی پرداختن به اون رو دارم و نه صلاح میبینم - چون یه چیزی مینویسم، باز یکی پیدا میشه کامنت میذاره و من جواب مینویسمو بعدش دعوا میشه، اونوقت باز میگن حاشیهسازی شد!؟)
بگذریم؛
بالاخره نمایشگاه افتتاح شد، اونهم با 136 عکس در اندازه های 30×20 ، 40×30 ، 60×40 و چند تا هم پانوراما. خیلیها اومدند که قدوم مبارکشون رو چشم بنده، خیلیها هم نیومدند، که خب حتماً کار داشتند که نیومدند!
البته نیامدن بعضیها بیشتر به چشم میآمد (مثل مسؤولین شهرداری که صاحب پروژه بودند و حتی یکنفرشان هم نیامده بود) و برخی از دوستان هم از این بابت گلایهمند بودند، که من این گلایه را به آقای مظفری منتقل کردم و ایشان هم فرمودند "عذر آقایان موجه بوده، چون همهگیشان در یک جلسهی مهم اداری بودند".
باز هم بگذریم،
در میانهی شور و حال بازدید، مراسم رونمایی از "کتاب عکس مشهد" بهنحو بسیار مطلوبی توسط آقایان مظفری و علایی برگزار شد.
پس از رونمایی هم، من از جمع اجازه خواستم و همآن کتاب رونمایی شده را اهدا کردم به آقای "مهدی اسدی" (نمایندهی انجمن عکاسان خراسان رضوی در شهرستان مهولات)؛ به چند دلیل: یکی اینکه بایستی شهرستانها هم دیده بشن، دیگر اینکه شهرداری شهر تازهتأسیس مهولات هم قصد برگزاری پروژههای مشابهی رو داره و این کتاب الگوی خوبی برای آنها است، و از همه مهمتر اینکه آقای اسدی چند صد کیلومتر راه رو امروز آمده بود بهخاطر این کتاب! خداییاش ظلم بود دست خالی برگرده.
راجع به این نمایشگاه و این پروژه سخن بسیار است که باز هم خواهم نوشت، اما عجالتاً این یادداشت را با متنی که برای آغاز نمایشگاه نگاشتهام بهپایان میبرم:


هوالجمیل


"مدیریت هنری" که در شهرداری مشهد پا گرفت، چند تا آدم فرهیخته و کاربلد دور هم جمع شدند تا لیستی از کارهای بر زمین مانده را تهیه کنند.
"هادی مظفری" دلسوزانه تلاش داشت تا آنجا که میتواند، هنرمندان شاخههای مختلف هنری را همپا و همسو با تحولات سریع در حوزهی مدیریت شهری، به تولید آثاری که تاریخ و فرهنگ شهرمان بهآن نیازمند است ترغیب نماید.
"فضای شهری مشهد" با سرعتی عجیب در حال پوست انداختن است. ظاهر خیابانها در حال تغییر است. بناهای فرسوده تخریب میشوند و بناهای نو جایگزین آنها میشوند. هر بار که از بافت فرسوده و سنتی شهر بازدید میکنی، نسبت به دفعهی قبل، تغییرات زیادی را میبینی و آنچه در این میان در حال گم شدن است، نمایی از مشهد قدیم، فرهنگها، آداب و ظواهر پیشین آن است.
"ثبت بصری و واقعگرایانهی شهر" امری است که گرچه بسیار دیر بهآن توجه شده لیکن میبایست از فرصت باقیمانده استفاده کرد و هرآنچه موجود است را بهتصویر کشید.
"کار کارشناسی" برای رفع این نیاز صورت پذیرفت و شهرداری مشهد همزمان باهم، دو پروژه را در سال 1387 کلید زد: « جشنوارهی ملی عکس مشهد » و « پروژهی بزرگ عکاسی از شهر مشهد »
"کانون عکس مشهد" تنها تشکل منسجمی بود که میتوانست با تدارک ساز و کار مربوطه، برای عکاسی از تمام شهر برنامهریزی کرده و بهاین مهم جامهی عمل بپوشاند؛ لذا تفاهمنامه امضاء شد، بررسیها صورت گرفت و طرح اولیه تدوین گردید.
"هنرمندان عکاس" عضو کانون فرا خوانده شدند. سه گروه بهسرپرستی امین ابراهیمی، سیدمجتبی خاتمی و حمید شعفیزاده، تحت مدیریت نوشین وفادار، اقدامات لازم برای تیمبندی، تقسیم مناطق شهر و توزیع کارها را برعهده گرفتند. محمد ادیبی، امیر حاجیعباسی، سیدمحمدرضا ربانی، صادق رحمانی، مهدی رضوی، نسیم شیخنظامی، مهدی فروغی سبزوار، زهرا کاردانی و سمیه کریمی، بهعنوان اعضای تیمها انتخاب شدند. کار نظارت فنی و هنری پروژه بر دوش سیده نسرین شاهمحمدی و حمیدرضا گیلانیفر قرار گرفت و مقرر شد سیدحسین شاهمحمدی، تصاویر پانورامای مورد نیاز را تولید کند و مسعود توجهی هم بر نحوهی ارایهی آثار نظارت نماید. برپایی این نمایشگاه علاوه بر تلاش تمام آنانی که نامشان برده شد، مرهون همت و همیاری نغمه آریایینسب، حجت بامروت، باران توجهی، شیما رضازاده و هدیسادات موسوی است.
"اسکن شهر مشهد" بیش از 6 ماه بهطول انجامید. حدود 5000 قاب، با روی‌کرد ثبت واقع‌گرایانه‌ی مناظر، میادین، خیابان‌ها، پارک‌ها، محلات، مشاغل، مردم و ... عکاسی شد که از این تعداد، بیش از 1200 عکس انتخاب گردید تا در آرشیو بصری این کلان‌شهر ماندگار شود. و اکنون آنچه پیش روی شما است، بیش از یکدهم ِ از آثار یادشده میباشد که پدیدآورندگان آن، باافتخار، نتیجهی زحمت و تلاششان را پیشکش چشمان زیباپسند شما مینمایند، با این آرزو که:
"وقف شهرمان باشد."

کانون عکس مشهد
وابسته به انجمن سینمای جوانان ایران - دفتر مشهد



 

گفتوگو :


امین ابراهیمی   19/10/1388

* خسته نباشی عزیز برادرم ... وقتی یک نمایشگاه افتتاح میشود ... بی خیال دم شما گرم که هستی سید جان .

سیدمجتبی خاتمی :

- سپاس از تو امین عزیز! برای همهچی.


مهدي رضوي   19/10/1388

* دست شما و همه كساني كه در برپايي نمايشگاه سهيم بودند درد نكند. الحق امروز خستگيمان در رفت.

سیدمجتبی خاتمی :

- و دست شما هم مهدی جان؛ و البته همسر محترمتان نیز.


كيارنگ علايي   19/10/1388

* در اين شب سرد و يخ زده، فقط يك چيز بايد در روح آدم باشدكه ساعت دوازده نيمه شب وبلاگش را با خبري تازه آپ كند! و آنوقت بايد همان چيز در وجود مهدي رضوي گل و امين ابراهيمي عزيز هم باشد كه در اين ساعت كه سكوت همه جا را فرا گرفته و چراغ خانه‌ها خاموش است، دو كامنت اين جا ثبت شود! آن چيز لعنتي، آن چيز كمياب "عشق" است! همان چيزي كه مهدي اسدي را از صدها كيلومتر دورتر به خانه هنرمندان مي‌كشد و صداقت و خلوص را با خود به آن جا مي آورد. همان چيزي كه نام مه ولات را به جغرافياي ما اضافه مي كند، و ده ها عكاس جديد را در اين جغرافياي گم نام! راستي چه لذتي بزرگتــــر از اين؟! حاشيه سازان را رها كن! بگذار آن‌ها در خانه‌هاي خاموش‌شان خواب دريا ببينند!

سیدمجتبی خاتمی :

- کیارنگ جان!
درود عــــــــــــــزیز.
این صبح ِ سحر، قبل از سفرم به تهران، حسابی انرژی دادی بهمن آقا.
خدا حفظ ات کند مرد.


علی سالم   19/10/1388

* روز خوب دیگری در تقویم عکاسی شهر به همت خوبانی چون شما ثبت شد. خدا قوت

سیدمجتبی خاتمی :

- و بهلطف شما عزیزانی که قدمرنجه نمودید. سرفراز باشی.


حميد سلطان آباديان   19/10/1388

* سيد جان چي مي تونم بگم جز اينكه خسته نباشيد با تشديد و دمتون گرم با اكسيژن ...

سیدمجتبی خاتمی :

- فدای معرفتات عزیز.


فرامرز عامل بردبار   20/10/1388

* سید شما ودیگر دوستان خسته نباشید. به من ثابت شده هر جا کاری از این دست ! اصولی با کمترین ایراد و مشکل برگزار شده نام چند نفر از دوستان از جمله کیارنگ عزیز , نوشین وفادار , مسهود توجهی , امین ابراهیمی , نسرین شاه محمدی , حمید شعفی زاده , مهدی رضوی , استاد عزیزم ابراهیم بهرامی , استا د ساعد نیک زاد, گیلانی فر و برخی دیگر از دوستانم که متاسفانه حافظه یاری نمیکند و امیدوام مرا ببخشند , همیشه پای اساسی کار بودند که فقط میتوانم بگویم خدا قوت

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس فرامرز عزیز. ممنون از حسن نظرت آقا. کاملاً حق با شمااست. سرفراز و برقرار باشی همیشه.


محمد اديبي   20/10/1388

* سلام سيد عزيز ديشب هم چيز عالي بود سيد عزيز يه خسته نباشي ديگه بهت ميگم

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس محمد جان. شما هم خسته نباشی با زحماتی که متقبل شدی، عزیز.


مهدی اسدی   20/10/1388

* سید عزیز ، با اینکه قبلش بهم گفتید ولی حسابی غافلگیر شدم . راستش فکر می کردم می خواهید بعد از رونمایی ، کتاب رو به بهانه دیدن و ورق زدن از استاد علایی بگیرید و آنوقت ، وقتی که همه حواسشون از کتاب پرت شد یواشکی بدهیدش به من و بگید بذار تو کیفت و تا کسی نفهمیده زود دررو ............ سید عزیز از اینکه شما و استاد علایی و سایر دوستان مشهدی ما را و شهر ما را ارج نهادید صمیمانه سپاسگزارم . باشد که جبران کنیم .

سیدمجتبی خاتمی :

- مهدی جان! امیدوارم شاهد شکوفایی بیشتر شهر خوبتان و عکاسان ارزشمند آن دیار باشیم.


فرهاد   20/10/1388

* آقا سید از جان عزیزتر! دوستان فرهیخته ی شما ، سایرین را با سخنان فرهیخته وارشان می گدازندوآتش می زنند، آتشی از جنس لذت! - جناب استاد علایی با یادآوری آن چیز لعنتی ، بحر را در کوزه کردند ، همان چیزی که الحق در وجود شما عزیز مهرآفرین موج میزند - هر چند که هنوز توفیقی برای درک آن نمایشگاه ارزشمند نصیبم نشده ولی آن چیز لعنتی مرا همچون همواره ،وامی دارد تا با تمام وجودم بهش عشق و غرور بورزم و درود بفرستم ، حتما خواهم رفت و آن ها را زیارت خواهم کرد و صیقل روحی خواهم زد - حسرت نبرم به خواب آن مرداب ، کارآم درون دشت شب خفته ست - دریایم و نیست باکم از طوفان ، دریا همه عمر خوابش آشفته است - این شعر نغز وصف حال شماست.

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس مهندس عزیز! ممنون برای این همراهی مشفقانه و ارزشمند. سرفراز و در اوج باشی همیشه.


رضا راد پور   20/10/1388

* سلام بر آقای خاتمی از كامنت استاد عزیز اقای علایی و متن دلنشین ایشان که سبک خاص خود را دارد لذت بردم هر دوی شما خسته نباشید صبح امروز یک شنبه از نمایشگاه دیدن کردم به جز من کسی نبود با خیال راحت هر چقدر دلم خواست عکس خوب تماشا کردم دست همه عکاس های عاشق درد نکند خدا قوت کی شود روزی مسئولان کشور و شهرمان به هنر در مشهد توجه ویژه ای داشته باشند انشا ء ا....

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس آقا رضای عزیز! ممنون برای این نظر و توضیحات خوب. دلگرممان میکنید آقا.


رضا عنصرسیار   21/10/1388

* با سلام شما پیشتر اعلام کردید.. و ما هم پیشتر سخته نباشید گفته بودیم...

سیدمجتبی خاتمی :

- رضای خوب و عزیز! شما همیشه لطف داری آقاجون. از دور دستات را بهگرمی میفشارم.


 
   
* نام :
سایت :

پست الکترونیک :

*

نظر :
 
کد امنیتی :

ارسال

 
 
 
 
 
  
سایت من و عکس
سایت من و عکس
معرفی
صفحهی اول وبلاگ
جستوجو

توجه: چنانچه بهتازگی خوانندهی این وبلاگ شدهاید، مرور این نکات را به شما توصیه میکنم.

دفتر عکس حوزهی هنری

وقف شهرمان ...

ایــســتـــــــــــــــادن

رقصی چنین میانهی میدانم آرزوست

برای آشنایی با پارهای از نظراتم پیرامون عکس و عکاسی، این مصاحبه را بخوانید.

« چرا عکــاسـی مـی‌کـــنم؟ »

مشهد، 1200 مرتبه قاب گرفته شد

یک عکس ؛ یک کتاب

وزیـــر عــکــــــــــــاس !

بیانیه‌ی داروری جشن‌واره‌ی «کانون عکس مشهد»

عمیقاً بر این باورم که ...

داداش‌ام اینا!

آسیبشناسی جشنوارهی «نقش بهشت»

«منتقد هنری» کیست؟!

چه زیبا گفته است مرحوم کاوه ...

اگر شما هم مانند خیلی افراد بهموضوع ویرایش دیجیتال در عکس حساس هستید، خواندن این مقاله را به شما توصیه میکنم.

آرشیو
آرشیو

ماه  سال



هرگونه استفاده از عکس‎های این سایت بدون کسب اجازه ممنوع می‎باشد.
Do not use any of the photos of this website without permission. E-mail: khatami_seyed[at]yahoo.com