... یادمان باشد! در جهان صفر و یک‌ها، همه‌چیز را سیاه یا سفید نبینیم؛ خاکستری‌ها هم هستند

13/01/1389

درسی از یک تجربه ؛

غـفـلــتهــای عـکــاسـانـه !

زمستان سال 87 که قرار بود نمایشگاه انفرادیام ( رقصی چنین میانه میدانم آرزوست ) برپا گردد، موضوع سایز قابها و اینکه تصمیم داشتم عکسها در بزرگترین اندازهی ممکن چاپ ( امولوسیون ) شود، کار را با دشواریهایی همراه نموده بود، زیرا کادر قابها - در بزرگترین حد ممکن - در اندازهی نامتعارف 75 × 113 سانتیمتر بود که برای چنین کادری، شاسی از پیش آمادهای وجود ندارد.
طی مشورتی که با دوست خوبام امین ابراهیمی داشتم، قرار بر این شد که عکسها را در هماین سایز چاپ کنیم و برای آن شاسی سفارش دهیم و خودمان کار چسب زدن و نصب عکسها بر روی شاسی را بهانجام رسانیم.
همهی کارها سپری شد و پس از انجام مقدمات لازم، بنا گذاشتیم که یک روز عصر در منزل امین، عکسها را بچسبانیم. پیشبینیمان این بود که کار کمی دشوار خواهد بود و به دقت و حوصله و کمک بیشتری نیاز دارد.
روز مقرر، من و امین بههمراه دوستان عزیزمان حجت بامروت و محمدصادق یارحمیدی، از ساعت 5 عصر کار را آغاز کردیم. کار از آنچه که پیشبینی کرده بودیم هم دشوارتر بود. کار قابها را دانه به دانه انجام میدادیم؛ ابتدا بر روی شاسیها چسب دو رو میزدیم، سپس عکس را میچسباندیم و اضافات کنارهی آنرا میبریدیم و بعد هم با پلاستیک حبابدار، آنرا بستهبندی میکردیم. بیان این مراحل در حال حاضر آسان و سریع است، اما آنروز عصر، انجام کار هر یک از قابها حدود یکساعت بهطول انجامید، این بود که ساعت 12 نیمهشب، کارمان به پایان رسید.
بعد از آن بود که چهارنفری ( جای همهی شماها خالی ) برای شام به یک طباخی رفتیم و ساعت یک بامداد، سیرابشیردان سفارشی خوردیم.
و اما نکته :
آنشب، چهارنفر عکاس، بهمدت هشت ساعت، تجربهی ارزشمندی را پشت سر گذاشتیم، اما اکنون که میخواهیم به خاطراتمان بازگردیم، حتی یک عکس هم از آن اتفاقات در دست نداریم!؟ بله! ما در آن لحظات حواسمان به همهچیز بوده، الا اینکه چند عکس یادگاری از خودمان و تلاشمان بگیریم.

 

12 گفتوگو :


امید سریری   13/01/1389

* درود ، یاد آوری ارزشمندی بود برای تک تک لحظه های خوب همه عکاسان .

سیدمجتبی خاتمی :

- سپاس امیدجان. درود بر تو عزیز.


محمد ادیبی   13/01/1389

* سید جان با این پست جدید از رخوت این روزهای نت نجات پیداکردم .ممنون

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام محمد جان. رسیدن بهخیر عزیز. واقعیتاش این است که خودم هم از این رخوت، افسرده بودم.


امین ابراهیمی   13/01/1389

* سلام سیدجان . خیلی وقتها این اتفاق تکرار میشود . درباره آن شب فقط باید بگویم لذت درکنار هم بودن و کار کردن شاید باعث این غفلت بود. درود بر شما، حجت بامروت و سیدمحمدصادق یارحمیدی.

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس امین ِ خوب.
راست میگویی عزیز! بارها این اتفاق میافتد؛ وقتی در لحظه قرار داریم و بهاصطلاح گرمایم، یادمان میرود و بعد فقط میتوانیم افسوساش را بخوریم.
خاطرهی تلختری دارم که مربوط میشود به مرحوم استاد "بهمن جلالی" عزیز. طی چند سال گذشته بارها اتفاق افتاد که در محضر استاد بودم، برای ساعتها و حتی چند روز (و چند بارش را با خود تو) ، اما هنگامیکه استاد بدرود حیات گفت و من میخواستم این متن را در یادمان آن عزیز بنویسم و برای آن دنبال عکسی در آرشیوم میگشتم، تازه دانستم که "وااسفا! طی این سالها حتی یک فریم هم از او عکسی نگرفتهام و هرگاه که در محضرش بودم، آنقدر محو او بودهام که به گرفتن حتی یک عکس برای یادگاری و ثبت خاطرات نیاندیشیدهام".
در مورد آنشب ِ بهیادماندنی هم احتمالاً هماینگونه است، چون واقعاً شب لذتبخش و نازی بود.
بهامید تکرار آن خاطرات ناب.


حميد سلطان آباديان   13/01/1389

* چه عجب سيد جان ، دلمون تنگ شده آقا ، كي بريم يك املت سفارشي بخوريم ؟ http://haftrooz.net/photo/IMG_4144.jpg

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام عزیز. ممنون از لطفات. منهم دلام خیلی برایات تنگ شده و همینطور برای یک املت سفارشی! از هماین نوعی که اینجا زدیم تو رگ!؟ البته این یکی را باید دعایاش را به جان کیارنگ عزیز بکنیم که باعث خیر است همیشه.


رضا افخمي   14/01/1389

* سلام معلومه كه حسابي سرتون شلوغ بوده چون امين معمولا دست به عكس يادگاريش قويه.شايد هم بعد از اين تجربه قوي شده. ند هر صورت سيد جان من بعد كمك خواستي درخدمتيم قربان

سیدمجتبی خاتمی :

- علیکالسلام آقارضای عزیز.
دقیقاً هماینگونه است که نوشتهاید! جدای از اینکه در منزل امین مزاحماش شده بودم برای انجام کار، نیمی از زحمت نیز بر دوش او بود و البته همانگونه که خودش گفته، لذت در کنار هم بودن و تلاش جمعی، باعث این غفلت شده بود.
از لطف شما هم بسیار ممنون و متشکرم.


وحیده فرهادی نژاد   14/01/1389

* درود آقای خاتمی خواستم برای عرض تبریک ، کمی فسفر سوزانی کنم، نشد، ظاهرا فسفری وجود نداشت برای سوزاندن. سال خوبی را برایتان آرزومندیم (من و حمید) شاد باشید

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام خانم فرهادینژاد، عید بر شما و آسدحمید عزیزمان مبارک. انشاءالله که هر دوی شما دو بزرگوار سال خوب و پر خیر و برکتی را پیش رو داشته باشید. از لطف و محبتتان بسیار ممنون و متشکرم. سرفراز باشید.


مسعود زارعيان   14/01/1389

* آقا سيد سلام عرض ادب و احترام دارم خدمتتون با يه خبر خدمت رسيدم دومين سوگواره لحظه هاي عاشورايي در سه بخش عكس فيلم و فيلمنامه تا پنجم ارديبهشت تمديد شد.

سیدمجتبی خاتمی :

- علیکالسلام عزیز. ممنون از لطف شما و اینکه خبر دادید. انشاءالله به سلامتی و موفقیت.


كيارنگ علايي   14/01/1389

* نكته نغز و ظريفي است كه فقط «سيد مجتبي خاتمي» مي تواند آن را ببيند و به بقيه نشان دهد. عكس‌ها؛ آري برادران خاطره‌هاي ما هستند كه چيزي جاي آن‌ها را هرگز پر نمي‌كند. ضمن سپاس از مطلب صميمي ات، دلتنگت هستم!

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام و سپاس و احترام بر استاد عزیزم. ممنون برای ارایهی توضیحات تکمیلی و تأویلی ارزشمندت، سیدجان. من هم بسیار دلتنگات هستم آقا. سرشار و سرفراز باشی.


ساسان فهیمی   14/01/1389

* مرسی از بیان این خاطره ی دلپذیر همچون خودتان دوست داشتنی ست مطالب تان و آموزنده

سیدمجتبی خاتمی :

- ساسان عزیز، شما با دیدهی لطف مینگری و خوبیهای خودت را بازمیتابانی. سرشار باشی و سربلند.


رضا عنصرسیار   14/01/1389

* بله .... همان عکس هاست که می مونه!!!! که شما غافل شدید....!!!!!! البته عکسی که حمید سلطان آبادیان گذاشته هم بسیار جذاب و چالب توجه است... شد باشی .. استاد گرامی...

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام رضاجان. ممنون از حسن نظر و توجهات. سرفراز و پایدار باشی عزیز.


رضا افخمي   15/01/1389

* آقا دوباره سلام منم املت !

سیدمجتبی خاتمی :

- سلام عزیز. چشم. انشاءالله یک قرار املت! میگذاریم.


محمود بازدار   15/01/1389

* سلام سيد جان. به نكته خوبي اشاره كردي. جاي شما و ديگر دوستان در سفر به مناطق عملياتي 8 سال دفاع مقدس حسابي خالي بود. چند روزي را با دوستان خوبم محمد اديبي ، حميد سلطان آباديان ، حامد معدوليت و سيد محمد فاطمي در اين مناطق همسفر بوديم. عكس هاي يادگاري و ارزشمند در اين مناطق يادآور خاطرات شيرين و به ياد ماندني اين سفر براي تك تك ما خواهد بود كه نبايد از آن غفلت نمود.

سیدمجتبی خاتمی :

- درود و سپاس محمود عزیز و گرامی. ممنون از لطفات و اینکه جای مرا خالی میکنی. پایدار باشی آقا.


 
   
* نام :
سایت :

پست الکترونیک :

*

نظر :
 
کد امنیتی :

ارسال

 
 
 
 
 
  
سایت من و عکس
سایت من و عکس
معرفی
صفحهی اول وبلاگ
جستوجو

توجه: چنانچه بهتازگی خوانندهی این وبلاگ شدهاید، مرور این نکات را به شما توصیه میکنم.

دفتر عکس حوزهی هنری

وقف شهرمان ...

ایــســتـــــــــــــــادن

رقصی چنین میانهی میدانم آرزوست

برای آشنایی با پارهای از نظراتم پیرامون عکس و عکاسی، این مصاحبه را بخوانید.

« چرا عکــاسـی مـی‌کـــنم؟ »

مشهد، 1200 مرتبه قاب گرفته شد

یک عکس ؛ یک کتاب

وزیـــر عــکــــــــــــاس !

بیانیه‌ی داروری جشن‌واره‌ی «کانون عکس مشهد»

عمیقاً بر این باورم که ...

داداش‌ام اینا!

آسیبشناسی جشنوارهی «نقش بهشت»

«منتقد هنری» کیست؟!

چه زیبا گفته است مرحوم کاوه ...

اگر شما هم مانند خیلی افراد بهموضوع ویرایش دیجیتال در عکس حساس هستید، خواندن این مقاله را به شما توصیه میکنم.

آرشیو
آرشیو

ماه  سال



هرگونه استفاده از عکس‎های این سایت بدون کسب اجازه ممنوع می‎باشد.
Do not use any of the photos of this website without permission. E-mail: khatami_seyed[at]yahoo.com